قهرمان ميرزا عين السلطنه

1283

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نوكرهاى دربار گفتم در اين مدت پلتيك شاه را چطور ديدى ؟ از اين نوكرهاى مخصوص كدام يك محترم‌ترند و شاه از او حرف‌شنوى دارد . پرواضح است مطلب را مىگويد و بىباك است . جواب داد هركس صبح زودتر دربخانه برود و حضور شاه مشرف شود . تمام اين نوكرها در وجود شاه تسلط و نفوذ غريبى دارند كه بالاتر از آن متصور نيست . هريك قرآنى در بغل دارد و متصل باهم عهد و ميثاق مىبندند و قرآن قسم مىخورند و مهر مىكنند و روز ديگر بلكه همان عصر آن روز براى همديگر سعايت مىكنند و بدگوئى مىكنند . ديگر به فرداى آن نمىرسد . شاه متصل بايد مشغول آنها باشد . ديگر فرصتى براى كارهاى خارجى ندارد . حكيم الملك با من به قرآن قسم خورد و من هم براى او و آخر او براى من خدمت شاه بدگوئى كرد و همين‌طور آصف السلطنه و مير سيد حسن خان مقتدر السلطنه شب و روز براى هم قرآن قسم مىخوردند و متصل براى هم سعايت [ مىكردند ] و هرروز شاه به يكى التفات دارد . التفات كامل با حكيم الملك است . عرق خورى ، . . . هرزگى از هر قبيل ابدا در درب خانه ننگ و عار نيست ، صحبت آن هم در حضور انحصار به يك نفر يا دو نفر ندارد . تمام مشغول [ اند ] و احدى خارج نيست . ميل شاه - اكبر قورتى ميل شاه را پرسيدم به چه چيز بيشتر است ؟ جواب داد معلوماتى ندارد . هرروز و هر ساعت به يك چيز . واضح مىگفت اين مطالب كه مىگويم چيزى نيست كه كسى نداند كه من مخفى كنم . در تمام قهوه‌خانه‌هاى اين شهر عادات و رفتار و خيالات شاه منتشر است و مىدانند . دليل مىآورد كه شاه خودش قريب پنجاه نفر عمله طرب مخصوص دارد . شب آنها هستند آن‌وقت مىروند دسته اكبر قورتى يا ديگرى را مىآورند كه بيست نفر هستند . آن‌وقت صبح اين بيست نفر به بيست نفر ديگر حكايت شب را مىگويند ، آنها هم همين‌طور ، شهر پر مىشود . مىگفت اين پنجاه نفر بيست نفرش نى هفت‌بند مىزنند ، ده نفر ديگر نىلبك . اين هم سازشان است . شاه بيشتر به نى ميل دارد و پست‌ترين ساز ايام ما است . « فنوگراف » مىگفت اقلا سى دفعه من در « فونوگراف » حرف زده‌ام و شاه چقدر دوست داشت كه گوش به آنها بدهد . حكيم الملك تمام را حكم كرده تراشيده‌اند . آصف السلطنه را در